الملا فتح الله الكاشاني
10
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
عذابى ايشان را بقتل و تكذيب انبياء فَعَمُوا پس كور شدند از ديدن دين حق و دلايل آن مانند كورى كه راه به مقصود نبرد وَ صَمُّوا و كر شدند از استماع سخن راست كه به پرستش گوساله راسخ شدند و سخن هارون را نشنيدند و همچنين گوش بقول انبياى خود نكردند ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ پس توبه كردند و حق تعالى توبه ايشانرا قبول كرد ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا پس ديگر باره كور و كر شدند از ديدن و شنيدن حق كَثِيرٌ مِنْهُمْ بسيارى از ايشان بانكار عيسى و محمد صلّى اللّه عليه و آله وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ و خدا بيناست به آنچه مىكنند و مناسب عمل ايشان پاداش ايشان خواهد داد بعد از آن بيان حال نصارى مىكند كه . لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ بدرستى كه كافر شدند آنان كه از روى بىصبرى و جهالت قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ گفتند كه خدا نيست مگر مسيح كه پسر مريم است وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ و گفت مسيح كه اى بنى اسرائيل به پرستيد خداى را رَبِّي وَ رَبَّكُمْ كه پروردگار من و آفريدگار شماست يعنى من بندهام و مخلوق و مربوب همچو شما پس خالق مرا و خالق خود را بپرستيد نه مرا كه مخلوقم مانند شما اين قول يعقوبيه است إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ بدرستى كه هر كه شرك آرد به خدا پس بتحقيق كه حرام كرد خداى تعالى بر وى بهشت را كه هرگز آن را درنيابد وَ مَأْواهُ النَّارُ و جاى او در دوزخست كه آماده است براى مشركان وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ و نيست ستمكاران را كه بسبب شرك بر خود ستم كردهاند و هيچ يارى دهندگان در دفع عذاب از ايشان . لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ بدرستيكه كافر شدند آنان كه گفتند اللّه يك از سه الهست اين حكايت است از قول نطسوريه كه قايلند به آنكه الوهية مشترك است ميان خدا و مريم و عيسى و هر يك از ايشان خدائىاند و اللّه يكى از اين سه است وَ ما مِنْ إِلهٍ و حال آنكه نيست در وجود ذاتى واجب كه مستحق عبادتست إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ مگر خداى يگانه وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ و اگر بازنايستند اين قوم از آنچه ميگويند و بتوحيد قايل نشوند لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ هر آينه برسد آنان را كه كافر شدند از ترسايان عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى كه الم او دائمى باشد . أَ فَلا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ آيا رجوع نميكنند بطاعت خدا كه آن ترك شركست و رجوع بوحدانيت او وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ و آمرزش ميخواهند از او بوسيله توحيد و تنزيه او از اتحاد